مسیر تمدن

مسیر تمدن

تفاوت میان فرهنگ و تمدن

هیچ قوم یا ملت و یا گروه و دسته ای خواه پیشرفته و یا عقب مانده از داشتن یک فرهنگ که آنها را به هم مرتبط ساخته و به آنها شکل و ویژگی های خاص خود را می دهد خالی نیستند. فرهنگ عبارت است از: اسلوب رفتار و موضعگیری در زندگی و در برابر هستی، آن یک سیستم ارزشی اجتماعی است که بر پدیده های زندگی و به شکل جمعی و فردی سیطره دارد و در نمونه های فعالیت و رفتار پدیدار می شود و سبب یکپارچگی آنها می گردد. اما تمدن یک توصیف اضافی بر وجود فرهنگی یک جمع است که دربرگیرنده معنی پیشرفت و برتری کیفی و کمی بوده و دستاوردهایی در سطح واقعی و نشانه آشکاری از تاثیر در محیط تاریخی و فعالیت آن در ساختن رویدادهای بزرگ و مسیر دهی به آنان می باشد. فعالیتی که چه بسا نقطه عطفی روشن در تاریخ یک کشور و یا یک زمان خاص به شمار می رود. بدین ترتیب هر تمدن ساختار منحصر به فرد خود را در شکل، طبیعت، سیاست، دین، فرهنگ، دانش و اخلاق دارد. همه این عناصر در تمدن یک ملت سرشته و در هم آمیخته اند و آن همان فرهنگ ملت های مختلف با تمام ویژگی ها و نشانه های خاص می باشد.

بزرگداشت بشریت در تمدن اسلامی

$H._G._Wells.jpg*

هربرت جورج ولز

نویسنده و ادیب بریطانیایی
بهترین سیستم
"اسلام سیطره یافت، زیرا آن بهترین سیستمی بود که روزگار می توانست آن را ارایه و منتشر کند. زیرا در هر جای دنیا، ملت های تحت ظلم و ستم بودند که از جهل و بی سوادی و هرج و مرج در آنان سوء استفاده می شد و همچنین حکومت های مستبدی بودند که میان آنان و مردم هیچ گونه ارتباطی نبود، اسلام گسترده ترین و تازه ترین و پاک ترین اندیشه ی سیاسی بود که به یک فعالیت عملی در جهان آن روز بدل شد و به آدمی سیستمی بهتر از هر سیستم دیگر می داد و نظام سرمایه داری و بردگی در امپراطوری رم و ادبیات و فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی در اروپا همگی رو به انحلال رفته بود و پیش از آن که اسلام بیاید نابود شده بود".

اسلام موفق به تغییر روحیه و رویکرد آن دسته مومنین نخستین گشت . آنها را از زندگی بیابانگردی - که تعصب و عقب ماندگی بر آن چیره شده بود- به سوی آراستگی به اخلاق والا و اصول برتر برد. رویکردی که روح مدنیت و تمدن را رواج داد. ودر خلال چند دهه دنیا را گشوده و با این تمدن گروههای بسیاری از مردم آن زمان را با خود همراه کرد. زیرا دینی که محمد صلی الله علیه و سلم به آن مژده داده بود دین آسانی و عدالت و برادری و مساوات بود. تمدن اسلامی زمانی آمد که مردم از سیستم پیشین به تنگ آمده بودند. زیرا آن بر اساس بندگی و استبداد استوار بود. و انتظار سیستمی را می کشیدند که در آن عزت و کرامت و انسانیت خود را مشاهده کنند. بعد ازاین که ظلم و ستم را به دست شاهان دیکتاتور وکشیشان مستبد چشیده بودند، اسلام یک فرصت طلایی برای آنان بود. زیرا اوضاع آنان را اصلاح کرده و در شراط جدید آن زندگی با عزتی را دیدند، که انتظارش را می کشیدند و در عین حال ظلم و جهالت و عقب ماندگی را از آنان برداشت.

$William_Montgomery_Watt.jpg*

مونتگمری وات

شرق شناس بریطانیایی
از نشانه های غرور
"مناسب است که تحقیق پیرامون تاثیرات اسلامی بر اروپا صورت بگیرد، در این زمانی که ارتباط مسلمانان با مسیحیان عرب و اروپائیان در این جهان واحد بیشتر شده است. ملاحظه شده است که نویسندگان مسیحی در اروپا در خلال قرون وسطی از اسلام صورتی ناقص و بی ریخت ارایه می دادند، اما به فضل تحقیقات محقیقین در قرن گذشته صورتی دقیق تر از اسلام شروع به بوجود آمدن کرده است، برای ارتباطات خوب با عرب و مسلمانان باید ما کاملا به بزرگی و فضل مسلمانان بر خودمان اعتراف کنیم همانا سعی ما در انکار این، نشانه ای از نشانه های غرور کاذب است"

تمدن اسلامی نگاه به انسان را تغییر داده و آن را به نگاهی بزرگوارانه بدل ساخت و هرگز میان انسان با برادرش بر اساس نژاد، یا رنگ و یا زبان تفاوت قایل نشد. بلکه همگی در آن با یک رفتار و با یک حقوق مواجه بودند. و تمدن اسلامی به شکل فعال در پیشبرد جمع بشری به جلو، سهیم گشت. بعد از اینکه سیستم قبیله ای را که بر اساس خون و نسب استوار بود، به سیستم گروهی مشترک که بر عقیده و فکر بنا شده بود، بدل کرد. جامعه ای که ارتباط اجتماعی آن بر اساس برادری و مساوات بود.

$MarmadukePickthall.jpg*

مرمادک بکثول

ادیب و اندیشمند انگلیسی
خودکشی جهان
"غرب امروزه بیش از هر وقت دیگر به اسلام نیازمند است، تا زندگی در آن معنی پیدا کند و تاریخ دارای هدف شود تا روش غرب در جدایی دانش و ایمان تغیر کند. اسلام میان دانش و ایمان فاصله ای نمی گذارد و حتی برعکس آن در میان آنها ارتباط برقرار می کند و آنها را یک واحد متکامل و غیر قابل تجزیه می شمارد. همانگونه که اسلام می تواند امید را به جامعه غربی بیاورد، جامعه ای که شدیدا تحت تاثیر فرد گرایی قرار گرفته است و آن را به سمت خودکشی سوق می دهد ".

نخستین هدف در تمدن- به نظر اسلام- به وجود آوردن آرامش و آسایش و امنیت و برپاداشتن جامعه ای ممتاز و خوشبخت کردن بشریت و مبارزه با تمام عوامل شراست. زیرا پیشرفت تمدن با تمام وسایل مدنیت در ذات خودش مورد نظر نیست. زیرا هدف تمدن درست آن است که سعادت روانی و آرامش قلبی انسان را به شکل متوازن و به همراه محقق ساختن صلح و پیشرفت جامعه و وطن برآورده کند و این با رسیدن به هر خیر و امر سودمند و دور شدن از هر شر و امر زیان مند حاصل می شود.

$Prince_Charles.jpg*

امیر چارلز

ولی عهد بریتانیا
دست آوردهای علمی
"اسلام در طی هشت قرن گذشته دست آوردهای بزرگی داشته است و این اشتباه است که فکر کنیم اسلام فقط یک ناقل تمدن بوده است و یا فکر کنیم تمدن غربی کاملا ساخته و پرداخته غرب است اسلام فضل فراوانی در مدد و کمک غرب به قواعد نخستین دارد قواعدی که این دست آوردها از آن ها جوشیده است"

بر عکس تمدن امروزه که سبب افزایش پریشانی و دلواپسی شده و آدمی را در آسیاب مادیگرایی سرکش، خرد نموده است و از اخلاق، فضیلت، دین و ارزش های برتر انسانی به دور ساخته و آدمی را به ابزاری بی روح بدل کرده که قوی، ضعیف را زیر پای خود له می کند.



Subscribe